X
تبلیغات
مرغ شباهنگ
روزگار فریاد و سکوت یک آوازخوان
     آواز درآستین محمودی خوانساری نبود:

محمودی خوانساری را با آواز می شناسیم آوازهای اولیه او در برنامه برگ سبز شخصیت هنری او را شکل بخشیده است . اولین آواز او را تار استاد فرهنگ شریف همراهی کرد و بعد از این آوازهای او از اقبال همراهی ساز استادانی چون عبادی - محجوبی - بدیعی - ورزنده - تجویدی - مجد-شهناز - یاحقی - خرم - کسائی - صارمی - نجاحی -توکل و ... برخوردار بوده است . محمودی خوانساری در انتخاب اشعار آواز بیش از هر خواننده دیگری درگیربود گاهی چند بیتی از یک غزل و گاهی از چند غزل چند بیت را به عنوان شعر آواز انتخاب می کرد در واقع محمودی غزلیاتی را انتخاب می کرد که بازتاب حال درونیش باشد و بیش از آنکه اسیر تند باد حادثات پیرامون خود باشد دلبسته عشقی بود که تاثیر آن عشق بیش از همه در آثار اولیه برگ سبز او متجلی است . محمودی به قدرت عشقی همیشگی مومن بود و سراسر زندگیش را آواز خواند آوازهایی که به هیچ مناسبتی خوانده نشد مگر حال دل خواننده آن    

نوایی از موسیقی ملی : 

  برنامه نوایی از موسیقی ملی در سال ۴۸-۴۹ به همت زنده یاد اسداله ملک و منوچهر جهانبگلو ایجادشد آوازخوان این برنامه  محمودی خوانساری بود و خوانندگانی نظیر مهستی - الهه - پوران آهنگهایی از ملک را دراین برنامه ها خوانده اند البته برنامه هایی هم وجود دارد که بدون ترانه بوده است و فقط آواز اجرا گردیده است نوازندگان ثابت این سری برنامه ها هنرمندانی نظیر فرهنگ شریف - جهانگیر ملک - سیمین - حسن ناهید - محمود رحمانیپور بوده اند اما در بعضی از برنامه ها فریدون حافظی - امیر ناصر افتتاح و سلیم فرزان نیز همکاری داشته اند. نکته قابل تامل این برنامه ها اجرای ترانه توسط محمودی خوانساری بوده است که تا قبل از این سابقه نداشته است محمودی تا آنجاییکه موجود است شش ترانه را خوانده که عبارتند از مرغ شباهنگ - میخانه - لاله پرپر - دعای دل - رنج هستی و سکوت و مستی   

آلبوم مرغ شباهنگ چند سال پیش به بازار عرضه شد که آنهایی که این آلبوم راخریده اند حتما آهنگ میخانه را هم شنیده اند  من هم برای احترام به ناشر لینک این دو ترانه را قرار نمی دهم اما برای این پست سه ترانه از محمودی را برای شما دوستان عزیز می گذارم که می توانید دانلود کنید و در برنامه های آتی آهنگ سکوت و مستی را همراه آواز آن قرار میدهم  . امیدوارم که دانلود کنید و لذت ببرید .

نام ترانه آهنگساز ترانه سرا
مرغ شباهنگ اسداله ملک معینی کرمانشاهی
میخانه اسداله ملک بهادر یگانه
لاله پرپر  فرهنگ شریف بهادر یگانه
دعای دل منوچهر جهانبگلو بهادر یگانه
رنج هستی اسداله ملک تورج نگهبان

 در پایان این پست یک قطعه ضربی از محمودی را قرار میدهم که به شیشه می در شب یلدا شکست معروف است این هم در نوع خود زیبا وجالب است . محمودی قبل از اینکه این ترانه ها را بخواند معمولا ضربی خوانیهایی را چاشنی آوازش می کرد که خود نیازمند یک پست کامل است که اگر خدا بخواهد نمونه هایی از آن را در وبلاگ قرار می دهم    

     شیشه می در شب یلدا شکست      

اما باید تشکر ویژه ای هم داشته باشم از سیاوش صالحی عزیز که لطفش دائم است

 

   

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط آواي سكوت   | 

به یاد استاد اسداله ملک :

نهمین روز از بهمن ماه سال ۱۳۸۰ خالق مرغ شباهنگ چشم بر جهان دیگری گشود و از این سرا رخت بر بست . کمان ملک هنوز بوی آغوش اورا دارد و اینک در گوشه ای خلوت و بی خیال روزگار تنهایی را سپری می کند . هنوز ذهن رادیوهای قدیمی طاقچه خانه پدر بزرگت پر از نواهایی است که او آفریده . هرچند آیینه هم دیگر خسته از تکرار تصویری های ماست ولی آیینه را "ها" کن دستی بر صورتش بکش ذهنش را ورق بزن ببین چگونه قامت راست مردان هنرمند لبخند را به چهره عبوس آیینه می نشاند . مبادا فراموشت شود که با ساز ملک عاشق شدی . مبادا غبار گذر لحظه ها آن چنان آیینه دلت را گرد آگین کند که جز تصویری مبهم از یک شب بارانی از شب مرگش برایت نمانده باشد . اوخود از تبار گریه بود گریه لیلی را می گویم که هر قطره اشک لیلا را نتی کرد زیبنده شکوه هجران تاریخی پیوسته با عشق و دیشب نت های بی خیال پرسه زنان در کوچه های باران خورده شهر دنبال کاغذ آخرین آهنگش "سکوت " می گشتند تا به حرمت او خاموش باشند .

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

داستان مرغ شباهنگ :

 غروب ها دلگیر است غروب جمعه ها بیشتر یک غروب جمعه سال ۴۹ مثل همه غروب های خدا استاد آهنگساز مهمان شاعر خانه به دوش بود شاعری که هنوز هم خانه ندارد . استاد آهنگساز می خواست تا شاعر برروی آهنگ جدیدش کلامی استوار کند . خانه محقر شاعر آنقدر بزرگ نبود که صدای کمان آهنگساز درآن گم شود و همسایه ها را نیازارد .ناگریز استاد آهنگساز سوتکی را به دست گرفت و درآن فوت کرد آن طرف سوتک دیگر فوت نبود آهنگی شده بود زیبا و لطیف . شاعر سر در گریبان  از آهنگساز پرسید خواننده این ترانه کیست ؟ استاد آهنگساز چیزی گفت . چشمان شاعر برقی زد شاعر خود خالق واژه هایی بود که تا کنون مجال ورود به ساحت ترانه را نیافته بودند او به وجدان بیدار کلماتی می مانست که برای خود رسالت قائل بودند . شاعر می دانست که ترانه خوان اوجی در زندگی گذرانده است و دیگر مجال آنش نیست که عشق را بی حجاب فریاد کند عشق رنگ و رورفته ترانه خوان باید چو شراری زیر خاکستر حادثه ها و پشت آنسوتر واژه ها پنهان می شد . ترانه خوان قفسی به دست خود از جنس طلای هنر و زخمه های ناب سه تار برای خویش ساخته بود و کنجی از این قفس را گزیده بود شاعر خانه به دوش که روزگاری سودای ره صحرا گرفتن داشت و عمری ناله را در سینه کشته بود واژه ای خلق کرد واژه ای که تا پیش از او نبود و این چیزی جز " مرغ شباهنگ"  نیست

به دورانی که شد قحط صفای دلها

چرا هردم نگویم من

خدا خدا خدا

من مرغ شباهنگم بشد کنج قفس قسمت من

چرا چرا چرا

به پیامی  تو ای پیک بهار من

به باغبان بگو که گاهی

نشانه گیرد از گیاهی

من اگر که هستم    ستاره ام کو

درآسمان ها

من گر اهل دردم   نشانه ام کو

به داستان ها

من آن کسم که روز وشب زبی کسی

گرفته ام دست

دعا دعا دعا

تو آن کسی که از من شکسته دل

نمی کنی دوری

بیا بیا بیا

ارکستر کوچک نوایی از موسیقی ملی دایره شدند این جهانگیر است که با سرپنجه های هنرمندش ضرب سنگین افشاری را می نوازد حالا فرهنگ شریف زخمه بر دل تار می برد واندوه عمیق آهنگ را در هوا می پراکند . نای ناهید و قانون سیمین و عود رحمانیپور با سنتور دکتر جهانبگلو و کمان آهنگساز در هم می پیچد و نغمه نغمه آواز خوان صمیمی برگ سبز برگ قشنگ دیگری به دفتر موسیقی ملی ما می افزاید .

استاد آهنگساز : زنده در یاد اسداله ملک

شاعر خانه به دوش : استاد رحیم معینی کرمانشاهی

ترانه خوان : مرغ شباهنگ شب هنر آزار (محمودی خوانساری ) 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط آواي سكوت   |